أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

461

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

[ ميوه ] مىكنند ، چيد ، زيرا اين كار گاهى زيان‌آور است . نبايد گوشت را از زير پوست جدا كرد تا از نيرويش كاسته نشود ؛ ريزريز كردن و به حال خود گذاشتن آن ، بيش از همه از تأثيرش مىكاهد . نيز نبايد [ حنظلى ] را كه به تنهايى روى گياه آويزان است چيد ، زيرا زيان‌آور است و در همان حال كه موجب اسهال شديد مىشود ، ممكن است هلاك‌آور باشد زيرا نيروى ريشه را به تمامى اين تنها [ ميوه ] جذب مىكند . [ حنظلى كه ] در بيابان ، در جاهاى مرتفع مىرويد ، فقط از آب باران آب مىخورد و به همين جهت تأثيرش گرم‌تر و قوىتر از [ حنظلى ] است كه نزديك آب [ مىرويد ] . حبيش مىگويد : بين مسهل‌هاى گرم كه صفراى سياه را مىرانند ، [ دارويى ] مؤثرتر از برگ حنظل نديده‌ام . مؤلّفان قديمى ذكر آن و درمان با آن را از نظر دور داشته‌اند . من آن را حتى در « جذام » 21 تجربه كردم و آن ثمربخش بودن خود را نشان داد . الرسائلى : پس از گذشت يك تا دو سال ، برگ [ حنظل ] ضعيف مىشود و به همين جهت بايد مقدار آن را افزايش داد . پولس : تخم‌هاى كرچك جانشين [ حنظل ] است . مىگويند كه گوشت [ حنظل ] 22 را مىپزند تا غليظ شود و آن را عقد الحنظل 23 مىنامند . ابو احمد الحريرى : « علقم » حنظل زرد است . ديسقوريدس : برخىها [ حنظل ] را « خيار تلخ » 24 مىنامند ، ساقه‌ها و برگ‌هايش روى زمين پهن مىشود . آن شبيه حنظل دشتى است و ترك‌هايى دارد 25 ؛ ميوه‌اش گرد است مانند گوى و بسيار تلخ ؛ آن را هنگامى كه زرد مىشود ، بايد چيد . ( 1 ) . Citrullus colocynthis Schrad . ؛ سراپيون ، 304 ؛ ابو منصور ، 137 ؛ ابن سينا ، 251 ؛ ميمون ، 158 ؛ عيسى ، 9 50 . ( 2 ) . الشرى ، قس . Lane ، 1545 ؛ عيسى ، 9 50 . ( 3 ) . العلقم . ( 4 ) . الخطبانة . ( 5 ) . كبست ، قس . II , Vullers ، 791 . ( 6 ) . نسخهء الف : بهى ، نسخهء فارسى : بهن ، I , Vullers ، 387 : پهى . ( 7 ) . نسخهء الف : كانافلوس ، نسخهء فارسى : كاتاكلوس ، هر دو واژه تحريف يونانى است ؛ قس . بر بهلول ، 16 507 ؛ Low , Pf . ، 332 . ( 8 ) . اغريوس ، منظور است ؛ Low , Pf . ، 332 ، قس . شمارهء 351 ، يادداشت 7 .